اسحاق بن اسماعيل دهلوى

28

غاية الشفاء

آنست كه مسام را به‌بندد و بدان سبب نوعى ديگر از تپ زيادت شود و ممكن است كه اين تپ ثانى از اول تپ قوىتر باشد و كسانى را كه تپ نباشد از بسيارى آب سرد مضرتهاى بزرگ پديد آيد خاصة اگر در تن خلطى خام باشد و اگر عضوى ضعيف باشد آفتى در فعل آن ظاهر شود و دم زدن و چيزهاى بمجراء طعام و شراب فرو بردن دشوار بود رعشه و تشنج و ضعف گرده و مثانه و روده قولون تولد كند و هر شربتى كه از آب سرد خورده شود اندر معده دير بماند و قراقر كند و طعامى كه در معده باشد تباه كند و چون از معده فرو رود اندر معاء صايم دير بماند و بجگر دير شود بدين سبب نه تشنگى بنشاند و نه ادرار كند از بهر آنكه چون اندر معده بماند لختى خنكى او بجگر و عروق رسد تا تشنگى بتواند نشاند و از جگر نيز دير بگذرد تا ادار بول بتواند كرد و كسى كه صبر نتواند كرد با سكنجبين و جلاب خورد تا زود ازو بگذرد و اندر تپهاى كه بنوبت آيد در آغاز تپ آب سرد خوردن بسيار زيان دارد و اگر حالت درد مثانه و نوبت آن بخورد مضرت سنگ مثانه كمتر شود زيرا كه مفتت حصات است و كسى را كه در حالت صحت از آب سرد مضرتى بود در بيمارى بيشتر باشد احتراز ضروريست هو الشافى العليم اندر احوال و خاصيت سكنجبين بدانكه سكنجبين شراب مركب است از سركه و عسل و آب يا از سركه و شكر سفيد و گلاب در جمله تركيبى سخت نيكوست از بهر آنكه سركه بطبع خود سرد و خشك است و بزردى و تيزى گذرنده و مضرت او اندر اعصاب و اعضاى عصبانى چون معده و رحم عظيم باشد از بهر آنكه عصب سرد است و سبب سردى او آنست كه اندر وى خون نيست بدين سبب همه برودتها او را زيان دارد خاصة كه با سردى تيزى و گذرندگى داشته باشد هيچ جز از وى نماند كه مضرت سركه بوى نرسد و منفعت او آنست كه صفرا را قهر كند و قوت او را بشكند و مضرت عسل آنست كه مزاج را گرم كند و صفرا تيز كند و گرداند و منفعت او آنست كه بادها را بشكند و رطوبت كه سخت غليظ و لزج باشد لطيف كند پس چون سكنجبين سازند مضرت عسل به سركه شكسته شود